داشتم اینو زیر لب می خوندم:
یه قصه دارم از خودم حقیقته به جون تو
حتی کسی نمی دونه بمونه بین من و تو
در گوشت یواشکی می خوام یه چیزی رو بگم
هر جا دیدی بهش بگو نمی تونم بدون تو
نه نمی مونم بدون تو
اولش از رو هوس بود اونم یکبار ما رو بس بود
اما کم کم زندگیم شد واسه من عین نفس بود
اولش فقط صداش بود رنگ خوب تو نگاش بود
کم کم ک با یک اشاره من سر و جونم فداش بود
دلم عاشق شده بود و بی خبر بود
دل منم منم زدن هاش بی اثر بود
تا صدای پاش بیاد از توی کوچه
دل بهونه می گرفت و پشت در بود
یه روزی رفت با یه لبخند رو لبش
من نمی دونم چی اومد به سرش
قطره آبی شد و رفت توی زمین
دل من سوخت و نموند خاکسترش
یه روزی رفت
با
یه لبخند
رو لبش
+
نوشته شده در پنجم آذر 1388ساعت توسط ...
"آخه کی به جز تو به من اهمیت میده!" هنوز یک ماهم از شنیدن این حرف نگذشته ...
+
نوشته شده در پنجم آذر 1388ساعت توسط ...
برای ۴ سالم ناراحتم
و یه مسئله حسودی من رو بر می انگیزه "که دوستش داری."
+
نوشته شده در چهارم آذر 1388ساعت توسط ...
آسمان
ماه سلطان
خیال
خاطره
تبسم
+
نوشته شده در یکم آذر 1388ساعت توسط ...
موج دامنی که می رقصه تو باد
یه بغل موهای آزاد
تب پیشونی من امشب دستات رو می خواد
تو آغوش گرمت منو نگه دار
نفس هام رو بشنوه دیوار
منی که رقصیدنم از یادم رفته انگار
حالا دیگه این منم
می خوام سکوتم رو بشکنم
اگر چه تلخ حرفهام
هی خودم رو خط زدم
به تو مهر نباید زدم
ولی دیگه نمی خوام
تا آخر راه می یام
با توهر جای دنیا می یام
بخواب نزدیک نبضم
رسوای عالم بشم
بذار اهل جهنم بشم
می خوام با تو برقصم
یه دامن پر گل دورش پر خاک
بزار زخمی شه دستام این بار
تو رو می زارم تو بغل می ریزه دیوار
تو رو می بوسم حتی اگه گناهه
خدا امشب نزدیک ماهه
اونی که قلبی رو شکسته رو سیاهه
+
نوشته شده در بیست و نهم آبان 1388ساعت توسط ...
نترس...
من همین جا کنارتم.قوی باش
+
نوشته شده در بیست و ششم آبان 1388ساعت توسط ...
من باشم یا نباشم
شاد باشم یا غمگین
هرجا و هرجور که باشم
هرچی و با هرکی که باشم
برای کسی مهم نیست
این آزادیه مطلقه!یه ازادی بی قید و شرط
این عالیه اما نه واسه مواقعی که احساس می کنم تو این دنیای خاکی به هیچ چیز تعلق ندارم
نه موقعی که احساس معلق بودن بین دنیای خیالم و زمین گیجم کرده
نه حتی واسه لحظه هایی که دنبال یه بند الکی می گردم که بندازم دور پاهام تا فکر کنم که منم آدمم مثل بقیه
+
نوشته شده در بیست و یکم آبان 1388ساعت توسط ...
من چرا از دست تو ناراحتم!؟
+
نوشته شده در نوزدهم آبان 1388ساعت توسط ...
آخر عشق مادر به بچه اش اینه که روز تولد بچه با اینکه از بدکردن بادکنک می ترسه یه بادکنک ندازه ی لامپ باد کنه و با ترس و لرز اسم بچه اش رو روش بنویسه!
+
نوشته شده در هجدهم آبان 1388ساعت توسط ...
من آنفولانزا سیب گرفتم.
+
نوشته شده در شانزدهم آبان 1388ساعت توسط ...
یه سوال "کسی اینجا هست؟"
ارواح محترم لطفا حضور خودتون رو اعلام کنید.
+
نوشته شده در چهاردهم آبان 1388ساعت توسط ...
|
نه نمی تونم قبول کنم که دو تام(دو عدد از خودم هستم)
من احتمالا یه گربه ام با درون سگ یا سگم با درون گربه
هی کسی این کلیپ رو دیده؟
+
نوشته شده در یازدهم آبان 1388ساعت توسط ...
کی پایه ی یه آهنگ جواده!
هیچ کس!اصلا مهم نیست...
پس گوش می دیم:
باورم نمیشه دستات توی دست من نباشن رو درو دیوار خونه گرد تنهایی بپاشن
باورم نمیشه چشمات بره مال دیگرون شه
با غریبه آشنا شه با غریبه مهربون شه
تو همونی که می گفتی تو دنیا هیچ کی مثل من پیدا نمیشه
تو همونی که می گفتی قلبم مال تو باشه واسه همیشه
+
نوشته شده در یازدهم آبان 1388ساعت توسط ...
لعنتی باز هم خوره ی تو به جونم افتاده
لعنت به تو....
+
نوشته شده در یازدهم آبان 1388ساعت توسط ...
بوی چوب نم خورده در بینی ام است و
من مثل کودکی شیطان از لای درز پنجره خنده هایت را دید می زنم.
+
نوشته شده در دهم آبان 1388ساعت توسط ...
کی من قراره بفهمم که تو هیچ ازرشی برام قائل نیستی؟
+
نوشته شده در دهم آبان 1388ساعت توسط ...
این بچه فوق العاده است ! آخه کی شرط ازدواجش اینه که طرفش:
۱.وقتی باد به صورتش می خوره حال کنه و پنجره رو پایین نکشه
۲.وقتی راه می ره انگار تو هوایه و بی خیال
ای خدا این بچه فوق العاده نیست؟
+
نوشته شده در نهم آبان 1388ساعت توسط ...
کاش به جای لبخند همیشگی گاه و بی گاهم می فهمیدی که از تو متنفرم.
+
نوشته شده در نهم آبان 1388ساعت توسط ...
کاش به تو می گفتم که بی شعوری بیش نیستی و کاش خودت می فهمیدی!
+
نوشته شده در نهم آبان 1388ساعت توسط ...
چقدر من این
پستت را دوست می دارم
در روایات آمده است : آن کسی که به ما فلان نکرده بود کلاغ فلان دریده بود
+
نوشته شده در نهم آبان 1388ساعت توسط ...